وضعیت دین در جهان پیش از پیروزی انقلاب اسلامی
23 بازدید
محل نشر: رواق اندیشه » فروردین 1384 - شماره 40 » (27 صفحه - از 3 تا 29)
نقش: نویسنده
وضعیت چاپ : چاپ شده
نحوه تهیه : فردی
زبان : فارسی
با رشد علم تجربی و فناوری در دنیای غرب و توان انسان غربی در حل برخی از مشکلاتی که پیش از آن غیرممکن تلقی می‏شد، انسان غربی گمان برد که به کمک علم و بدون هرگونه استمدادی از دین و وحی می‏تواند همه مشکلات خود را دست‏کم در حیطه امور مادی حل کند. با فراگیر شدن ایده امکان زندگی بدون نیاز به وحی، بسیاری از اندیشمندان غرب در قالب نظریه‏های علمی (اعم از علوم عقلی، تجربی و انسانی) دین را به نفع علم در حاشیه بردند. برخی از این نظریه‏ها ناظر به انکار دین از اساس، برخی ناظر به تقلیل آن به اخلاق، احساس، کارکردهای اجتماعی، معنویت و...، برخی ناظر به جایگزینی آن توسط دیگر عناصر بودند. در دنیای شرق نیز، با ظهور هگل و پس از آن، حلقه هگلیان جوان (که فوئرباخ و مارکس از اعضای برجسته آن بودند) دین، تنها در افراطی‏ترین وجه نظریه‏های نام برده که همان انکار اساسی دین باشد، بررسی می‏شد. این نوشتار در صدد است تا به جایگاه دین در دنیای غرب و شرق در محدوده ربع پایانی قرن نوزدهم تا ربع پایانی قرن بیستم (به مدت یک قرن) بپردازد و سیر نزولی تأثیر آن در حوزه اجتماع را نشان دهد.
آدرس اینترنتی